Persian Mobiles
رادیو - تلویزیون " مشاهده کاربران آنلاین حاضر در سایت" ارسالهاي امروز نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده
تبلیغات
برای دیدن تعرفه های تبلیغات لطفا کلیک کنید


ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 04-15-2008, 10:04 PM   #1 (permalink)
 
rafaello آواتار ها
 
B1 Medal Star Red 
تاریخ عضویت: Jan 2008
نوشته ها: 2,054
اعتبار: 1,642,741
تشکر از دیگران : 1,703
از ایشان 3,899 بار در 1,951 پست تشکر شده
rafaello به MSN ارسال پیام rafaello به Yahoo ارسال پیام
پرسپولیس Lamborghini Ferari BMW Porsche Mercedes Benz Jaguar Alfa Romeo Audi
پیش فرض گزارش ويژه , ايدز در ايران

بيماري ايدز و تكثير ويروس مولد آن (HIV)، درحالي شمار مبتلايان را به عدد چهل ميليون نفر در جهان رسانده كه تلاشهاي جهاني براي كنترل، پيشگيري و درمان اين بيماري هنوز نتوانسته نگراني هاي جامعه بشري را كاهش دهد.
چراكه هنوز در بسياري از نقاط جهان شيوع اين بيماري سير صعودي را طي مي كند و روز به روز بر آمار قربانيان مي افزايد.
گرچه آخرين آمار منتشره از سوي سازمان بهداشت جهاني - كه تا پايان سال ۲۰۰۵ ميلادي را شامل مي شود-، نشان مي دهد هنوز قاره آفريقا بيشترين تعداد مبتلايان را دارد، ولي زنگ خطر را براي مناطقي در آسيا نيز به صدا در آورده است. جايي كه اين ويروس توانسته بر اثر سكوت دولتمردان و ناآگاهي مردم، ريشه بدواند.
براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني تا ماه دسامبر سال ۲۰۰۵، ابتلاء حدود ۴۰ مليون نفر در جهان به ويروس مولد ايدز ثبت شده كه جنوب آفريقا بيشترين آمار را به خود اختصاص داده است.
در اين منطقه حدود ۲۶ مليون نفر آلوده وجود دارد و جنوب شرق آسيا با ۴/۷ ، آمريكاي لاتين با ۸/۱، آسياي مركزي و روسيه با ۶/۱، آمريكاي شمالي با ۲/۱مليون نفر؛ آسياي غربي با ۸۷۰، اروپا با ۷۲۰، شمال آفريقا با ۵۱۰، امريكاي مركزي با ۳۰۰ و اقيانوسيه با ۷۴ هزار نفر؛ رتبه هاي بعدي را در اختيار دارند.

ارائه تصويري از مرحله پيدايش ويروس مولد ايدز تا تبديل آن به يكي از بزرگترين چالشهاي عمده پيش روي جامعه بشري، پيدايش و شيوع آن در ايران، راههاي انتقال و پيشگيري، بررسي اقدامات پزشكي براي نجات قربانيان و تبعات اجتماعي- اقتصادي اين بيماري مهمترين عناوين گفتگويي تفصيلي با دكتر كاميار علايي است كه كه در چندين بخش جداگانه و متوالي مي خوانيد.
دكتر علايي از جمله پزشكاني است كه ضمن مطالعه و تحقيق دانشگاهي روي اين بيماري، با فعاليت در مراكز كنترل و درمان اين ويروس، سالها از نزديك با مبتلايان آن در ارتباط بوده است. وي در حال حاضر در دانشگاه هاروارد آمريكا به تحقيق و پژوهش درباره ويروس نام برده و راههاي پيشگيري از انتقال آن مشغول است.
قبل از اينكه وارد تاريخچه و مرحله پيدايش ويروس مولد ايدز و خود اين بيماري شويم، مايلم بحث مان را با سوالي درباره تعريف و تفاوت ويروس مولد و خود ايدز آغاز كنيم. تعريف و تفاوت ماهوي اين دو چيست؟
وجود ويروس مولد، مرحله قبل از ابتلاي فرد به بيماري ايدز است. به اين معني كه به محض ورود اين ويروس به بدن انسان، حدود ۱۴۰۰سلول دفاعي بدن به مرور زمان مي ميرند. بررسي ها نشان داده كه در اين وضعيت به طور متوسط ميزان مرگ اين سلولها سالانه ۷۰ تا ۱۰۰ عدد است.

اين مرگ و مير ناشي از تكثير ويروس نام برده، مي باشد. پس از رسيدن تعداد سلولهاي دفاعي بدن به زير ۲۰۰ عدد درفرايندي ۱۴­-۲۰ ساله، عفونت در بدن نمايان مي شود كه اين مرحله آغاز بيماري ايدز است. پس از حدود ۲ سال به علت عفوني شدن كامل بدن، فرد مبتلا جان خود را از دست مي دهد.
با اين تعريف چگونه مي توان دريافت كه ويروس مولد وارد بدن شده است؟ چرا كه امكان دارد سالها از ورود آن به بدن بگذرد و فرد مبتلا از اين ويروس بي خبر باشد.
از همين رو ضروري است افراد داراي سبك زندگي و رفتار پرخطر با انجام آزمايش ايدز از وضعيت جسماني خود آگاه شوند تا در صورت برخورداري از سلامت جسماني، نسبت به پيشگيري از ورود اين ويروس به بدنشان جلوگيري كنند و در صورت ابتلا به آن، مراقب باشند آن را به ديگران سرايت ندهند.


بر اساس آمار ثبت شده، در جهان حدود ۴۰ مليون مبتلا به ويروس مولد ايدز وجود دارد كه جنوب آفريقا بيشترين تعداد را به خود اختصاص داده است


گفتني است براي شناسايي حضور اين ويروس در بدن دو راه وجود دارد. يكي از اين راهها رديابي مستقيم آن، با استفاده از فناوري پيشرفته آزمايشگاهي و فني پيچيده به نام پي سي آر(PCR) است. گرچه اين روش تنها ۵ روز پس از ورود ويروس به بدن قادر به شناسايي آنست، اما به دليل گراني و پيچيده بودن معمولاً به عنوان روش شناسايي استاندارد اوليه مورد استفاده قرار نمي گيرد.
روش دوم كه به طور گسترده جهت شناسايي افراد آلوده به كار مي رود اليزا (Elisa ) نام دارد، كه بر اساس حضور غالب سيستم دفاعي بدن، به دنبال برخورد با ويروس مولد مي گردد. اين روش ارزان قيمت بوده و نياز به فنون آزمايشگاهي پيشرفته ندارد. اما متاسفانه ۳ تا ۶ ماه طول مي كشد تا سيستم دفاعي بدن از ورود ويروس آگاه شود.
رفتار پرخطر از منظر ابتلا به ويروس مولد ايدز چگونه رفتاري است؟
گروههاي خاص مثل معتادان تزريقي، افراد با همبسترهاي جنسي متعدد، افراد دريافت كننده خون مثل بيماران هموفيلي و كاركنان بخش بهداشتي- درماني كه در معرض خطر خون و ترشحات افراد آلوده قرار دارند، در رديف افراد داراي رفتار پرخطر خوانده مي شوند.
ذكر اين نكته ضروري است كه برخلاف بسياري از بيماريهاي عفوني مثل سل و آنفولانزا كه افراد در آلوده شدن به آن نقش كمتري دارند، در ايدز نقش افراد كليدي است. به طوري كه با رعايت اصول ايمني كسي به اين بيماري مبتلا نمي شود.
انسان از چه زماني نسبت به وجود ويروس مولد آگاه شد؟ ريشه اين بيماري كجا شكل گرفت؟
شناسايي ويروس مولد ايدز به سال ۱۹۸۰ يعني زماني باز مي گردد كه آمريكايي ها با چهار مرد همجنس باز روبرو شدند كه مبتلا به عفونتهاي قارچي بودند، ولي برخلاف ساير بيماران نقص ايمني مادر زادي كه عفونت را از كودكي با خود همراه دارند، عفونت آنها اكتسابي بود. به اين سبب دانشمندان آمريكايي آن را علامت نقص ايمني اكتسابي خواندند كه به اختصار كلمه ايدز مي شود. بعد از چند سال، سه نفر از دانشمندان كه روي اين بيماري مطالعه مي كردند، دريافتند كه اين بيماري براثر ورود ويروسي به نام رترو به بدن، توليد مي شود. متاسفانه از آنجا كه هر ۴ مرد مبتلا، همجنس باز بودند، اين تصور ايجاد شد كه اين ويروس براثر همجنس بازي وارد بدن انسان مي شود. اين تصور با خود يك انگ اجتماعي را همراه آورد. ولي تحقيقات بعدي آنها نشان داد كه اين افراد سابقه مسافرت به قاره آفريقا را داشته اند و با تكميل پژوهش هايي روشن شد كه ريشه اين بيماري به قاره آفريقا يعني جائي باز مي گردد كه قبايل بدوي شامپانزه مي خورند. آنها دريافتند كه آفريقائي ها بعضاً در هنگام سلاخي شامپانزه دست خود را مي برند و از اين طريق خون آلوده به ويروس مولد ايدز وارد بدنشان مي شود. به اين ترتيب سالهاست كه (ناخودآگاه) انسان را نيز درگير اين بيماري كرده اند. از آنجا كه اين افراد در روستاهها زندگي مي كردند، كسي از علت مرگ آنها آگاه نبود. رفته رفته روستائيان به شهرها مسافرت كردند و اين بيماري را به شهرنشينان سرايت دادند و آنها نيز با انتقال آن به توريست ها و غير آفريقائي هاي ساكن اين قاره، سبب انتقال اين بيماري به اروپا و ديگر نقاط دنيا شدند.
اگر انتقال بيماري از طريق ورود خون آلوده به بدن انسان شروع شده، چگونه به ديگران سرايت كرده است؟
اين بيماري از زمان ورود به جامعه بشري ۳ مرحله را طي كرده است. در مرحله اول، مردان آفريقايي از طريق تماس خون بدنشان به خون آلوده به ويروس موجود در شامپانزه ها به اين بيماري مبتلا شدند. در مرحله دوم، مردان آفريقايي بي خبر از مبتلا شدن به اين بيماري و راههاي انتقال آن به همسرانشان، از طريق برقراري تماس جنسي، همسران شان را نيز به آن مبتلا كردند. در مرحله سوم، زنان مبتلا به اين ويروس نيز ناآگاهانه در دوران حاملگي آن را به فرزندانشان منتقل كردند، تا ويروس مولد در قاره آفريقا فراگير شود.
ضمن اينكه زنان آلوده به آن از طريق برقراري تماس جنسي با مردان، آنان را نيز به اين بيماري مبتلا مي كردند. اين حلقه اتصال اين ويروس در ديگر نقاط دنيا با قاره آفريقاست.
اين سه مرحله اي كه برشمرديد، هر كدام چه زماني را براي گذر به مرحله بعد طي كرده است؟
تفاوت زماني گذر از هر مرحله در شيوع بيماري مشهود است. به اين معني كه اگر ابتلا از طريق خون را مرحله اول، از راه تماس جنسي با فرد آلوده را مرحله دوم و از روش مادر به فرزند را مرحله سوم بدانيم، ميزان شيوع از طريق هركدام با گذشت حداقل پنج تا ده سال از مرحله قبل رخ داده است. به طوري كه آفريقا به عنوان قديمي ترين منطقه شيوع بيماري و ويروس مولد آن، هم اكنون در مرحله سوم، يعني شيوع از طريق انتقال مادر به فرزند است، اروپا و تايلند با فاصله كمتر در مرحله دوم، يعني انتقال از راه ارتباط جنسي با فرد آلوده، و آسيا در مرحله اول، يعني مرحله انتقال از روش خون آلوده (عمدتاً اعتياد تزريقي) است.
البته در شماري از كشورهاي آسيايي همچون ايران كم كم داريم به مرحله دوم نزديك مي شويم. فاصله زماني عبور از هر مرحله را مي توان تقريبا ۵­۱۰سال در نظر گرفت. بنابراين مي شود پيش بيني كرد كه طي چند سال آينده شيوع بيماري و ويروس مولد آن در آسيا تغيير شكل داده و وارد مرحله دوم شود، و به همين ترتيب طي ۱۰­-۱۵سال پس از آن، مرحله سوم را آغاز كند. همانگونه كه آفريقا اين مراحل را طي كرده است.
با اين توضيح مي توان دريافت كه انتقال ويروس نام برده از طريق ارتباط جنسي با فرد آلوده، در حال حاضر شايع ترين راه شيوع اين بيماري قلمداد مي شود. اينجا اين سوال مطرح مي شود كه به مجرد برقراري رابطه جنسي احتمال انتقال بيماري وجود دارد يا تكرار آن سبب سرايت بيماري مي شود؟
برآوردها نشان مي دهد كه ابتلا از طريق تماس جنسي يك درصد است، ولي شيوع براثر تكرر رابطه جنسي، در صدر عوامل انتقال قرار دارد. اين در حالي است كه احتمال سرايت بيماري از طريق خون آلوده بيش از ۹۰ درصد مي باشد.
ولي چون انسان نسبت به اين مهم آگاهي پيدا كرده و مي تواند خون آلوده را شناسايي كند، از ورود چنين خوني به بدن انسانها جلوگيري مي كند. ضمن اينكه از هر صد هزار نفر تنها دو نفر به خون نياز پيدا مي كنند. لذا موارد نياز به خون در انسانها كمتر از نياز به آميزش جنسي است. گزارش ها نشان مي دهد كه هر زن روسپي در تايلند در هفته حدوداً ۴۰ مرتبه رابطه جنسي دارد.


برخلاف بسياري از بيماريهاي عفوني مثل سل و آنفولانزا كه افراد در آلوده شدن به آن نقش كمتري دارند، در ايدز نقش افراد كليدي است


اين بيماري چند نفر را در جهان گرفتار كرده است؟


هنوز گزارشي در اين خصوص در جهان منتشر نشده است. لذا نمي توان آمار افرادي كه به هر جهت با اين بيماري درگير هستند را، ارائه كرد. ولي روشن است كه علاوه بر ۴۰ مليون بيمار موجود در جهان و احتمالاً خانواده هاي آنها - كه بيشتر از هر كسي با اين بيماري درگيرند-، گروه كثيري از پزشكان، پژوهشگران، پرستاران، مددكاران، خيريه ها و انجمن ها و. با اين بيماري درگير هستند و ساليانه ميلياردها دلار براي پيشگيري، آموزش و درمان آن هزينه مي شود.
تاكنون چند نفر در جهان براثر اين بيماري جان خود را از دست داده اند؟
سازمان بهداشت جهاني در آخرين گزارش منتشره به اين موضوع نيز پرداخته است. براساس اين گزارش تا دسامبر ۲۰۰۵ حدود ۱/ ۳مليون نفر در جهان جان خود را بر اثر اين بيماري از دست داده اند، كه باز جنوب آفريقا با ۴/۲ ميليون نفر در رتبه نخست قرار دارد. جنوب شرق آسيا با ۴۸۰، آمريكاي لاتين با ۶۶ ، آسياي مركزي و روسيه با ۶۲ ، شمال آفريقا با ۵۸ ، غرب آسيا با ۴۱ ، آمريكاي مركزي با ۲۴ ، آمريكاي شمالي با ۱۸ و اروپا با ۱۲ هزار؛ و اقيانوسيه نيز با ۳۶۰۰ نفر بيشترين قرباني را داده اند. البته ذكر اين نكته ضروري است كه اين تنها آمار قربانيان ثبت شده ايدز است.
در حال حاضر ميزان شيوع اين بيماري در جهان سير صعودي را طي مي كند يا در مسير كاهش عددي تعداد مبتلايان قرار دارد؟
صعود يا نزول ميزان شيوع اين بيماري در مناطق مختلف جهان متفاوت است. آمريكا، اروپا، استراليا و تايلند با اقداماتي كه در حوزه پيشگيري انجام داده اند، نمودارشان در وضعيت خط صاف قرار گرفته است. يعني مدتي است كه آمار مبتلايان تغيير زيادي نمي كند. در قاره آفريقا كه بيشترين ميزان بيمار ايدز را داراست با كوشش هاي فراوان موفق شده اند كه از سرعت رو به رشد آن بكاهند، ولي نمودارشان كماكان سير صعودي را طي مي كند و در قاره آسيا نيز سير رو به رشد دارد .
در كشورهاي اسلامي وضعيت چگونه است؟ آيا تفاوت معناداري با ديگر كشورها دارند يا خير؟
متاسفانه در بيشتر كشورهاي اسلامي تصور اشتباهي نسبت به اين بيماري وجود داشته است. به طوري كه آنها اين بيماري را محصول غرب و تنها از راه همجنس بازي مي دانستند. لذا چون مردم شان را عاري از رفتارهاي پرخطر و همجنس بازي مي دانند، بر اين باورند كه كشورشان از اين ويروس پاك است.
حال آنكه ما معتقديم هر كجا اعتياد هست، ايدز هم وجود دارد. به هر حال آنها براساس اين تصور هيچ اطلاعاتي درباره وضعيت ايدز در كشورشان نداشته و يا اعلام نمي كنند تا بتوان تحليلي در اين خصوص ارائه كرد. عربستان سعودي و كويت از اين جمله هستند.
آيا از ميزان نيروهايي كه به هر نحو در حال امداد رساني به مبتلايان اين ويروس هستند، آماري وجود دارد؟
نمي توان آمار دقيقي از تعداد نيروهاي امدادرسان در اين حوزه ارائه كرد، ولي سازمانها، انجمن ها، دولت ها، تشكل هاي داوطلبانه و. كه در اين حوزه فعالند، مشخص هستند. علاوه بر دولت ها كه مكلف به ياري رساني به بيماران از جمله بيماران ايدزي هستند، برخي سازمانهاي بين المللي همچون سازمان بهداشت جهاني، بانك جهاني، يونيسف، برنامه توسعه سازمان ملل، سازمان پزشكان بدون مرز، شركت هاي خصوصي، سازمانهاي غير دولتي خيريه و دهها سازمان ديگر وجود دارند كه به صورت مالي و غير مالي كمك مي كنند.
آيا بين نسبت موجود ميان مقدار كمك هاي جاري در اين حوزه با ميزان شيوع اين بيماري در جهان، تناسبي منطقي وجود دارد؟
مشكلي كه در اين بخش وجود دارد حجم ميزان كمك ها و نيازها نيست، بلكه مشكل اين است كه توزيع كمك ها يكنواخت نمي باشد. ايدز نيازمند پيشگيري، واكسن(آزمايش خون) و درمان است.
زماني كمكها تنها متوجه پيشگيري بود. يعني دولت ها، سازمانها و. تنها براي پيشگيري حاضر به كمك بودند، زماني ديگر تنها براي واكسن پول مي دادند و امروز كمك ها درمان مبتلايان را نشانه رفته است. حال آنكه كمك ها بايد همزمان در برگيرنده تمام نيازها باشد.
نكته ديگر اين كه برخي كشورها حاضر نيستند براي اين مهم هزينه كنند، در حاليكه جلوگيري از تكثير اين بيماري نيازمند عزم جهاني است. اقدام مهم و مفيد ديگري كه در اين حوزه صورت گرفته، راه اندازي صندوق كمك هاي جهاني است تا ثروتمندان دنيا بتوانند كمك هايشان را به اين صندوق واريز كرده و مديران صندوق آنها را در ميان نيازمندان توزيع كنند. براساس قانون اين صندوق چنانچه دولتي طرحي موثر ارائه دهد، مي تواند از اين صندوق برداشت كند. به همين سبب، اخيرا ايران نيز موفق شد مبلغ ۱۶ مليون دلار از آن بردارد.
چه زماني اولين فرد مبتلا به ويروس مولد بيماري ايدز در ايران شناسايي شد وعلت ابتلا چه بود؟
نقطه شروع شيوع ويروس مولد بيماري ايدز در ايران با برخي نقاط جهان هماهنگ بود. چرا كه چون ديگر كشورهاي وارد كننده خون آلوده، ورود آن به اين كشور نيز، از اين طريق صورت گرفت. به عبارت ديگر، در سال ۱۳۶۵با انتقال چنين خوني از كشور فرانسه، ويروس نامبرده به ايران راه يافت. در كشور ما بيماران هموفيلي، اولين گروه مبتلا به آن بودند كه نخستين موردش در يك كودك ۶ ساله مبتلا به اين بيماري كشف شد. با توضيحي كه در مقدمه مطلب عنوان كرديد، اين احتمال را نمي دهيد كه قبل از كشف اين بيماري در آن كودك شش ساله، فردي از ميان افراد داراي رفتار پرخطر به اين بيماري مبتلا شده باشد؟ - در واقع اين كودك مثل آن ۴ مرد آمريكايي كه براي نخستين بار در كشورشان شناسايي شدند، اولين مورد شناسايي شده در ايران بود. اين مورد قطعاً نشان مي دهد كه افراد ديگري نيز به اين بيماري گرفتار بوده اند، ولي تا آن موقع شناسايي صورت نگرفته بود. واكنش مسئولان بهداشت و درمان كشور نسبت به كشف اين بيماري در ايران چه بود؟ متاسفانه در زمان كشف ويروس آن در كشور در سال۱۳۶۵، غالب مسئولان بر اين باور بودند كه اين بيماري ناشي از رواج هم جنس بازي در اروپا و غرب است. به طوري كه شنيدن نام بيماري ايدز در ذهن توده مردم، هم جنس بازي را تداعي مي كرد.


(در كشورهاي اسلامي) چون مردم را عاري از رفتارهاي پرخطر و همجنس بازي مي دانند، بر اين باورند كه كشورشان از اين ويروس پاك است

در نتيجه به سرعت پنهان كاري قوت گرفت. به طوري كه كمتر كسي حاضر به آزمايش خون تشخيص ايدز بود.

اگر هم كسي حاضر به پذيرش اين مهم مي شد، در صورت دريافت پاسخ مثبت مجبور بود آن را از اطرافيان مخفي كند و دچار مشكلات عديده ديگر مي شد. نكته ديگر اينكه پس از يك دوره تبليغ مخرب درباره ايدز، جامعه با سكوتي سهمگين مواجه شد و تنها تعداد محدود بيماران هموفيلي آلوده به ويروس آن، به عنوان تنها گروه شناخته شده مورد قبول واقع شدند و احتمال آلودگي ساير افرادي كه رفتار پرخطر دارند مورد توجه قرار نگرفت.
قبل از اينكه بحث را ادامه دهيم، مايلم بدانم سرنوشت اين كودك شش ساله چه شد، آيا اطلاعي از سرنوشت او موجود است؟
متاسفانه اطلاعي در اين خصوص در دست نيست، ولي به احتمال زياد تا كنون مرده است.
اين سكوتي كه به آن اشاره داشتيد چه زماني درهم شكست؟
با كشف موارد جديد اين بيماري در گروه ديگري از آسيب پذيران، يعني گروه معتادان تزريقي كه بيشترين آسيب پذيري را در مواجهه با ويروس اين بيماري دارند، وزارت بهداشت مجبور به شكست سكوت شد.
از اين مرحله يعني سال ۱۳۷۴ - حدود ۹ سال پس از سكوت دستگاههاي مسئول-، وزارت بهداشت با راه اندازي اداره ايدز در معاونت بهداشت اولين گام را براي شناسايي و كنترل ويروس مولد آن برداشت.
اولين برنامه و اقدام اداره ايدز چه بود؟
اين اداره در اولين گام كوشيد از افراد داراي رفتار پرخطر آزمايش ايدز بگيرد، تا براساس نتايج به دست آمده، براي كنترل و پيشگيري از شيوع آن برنامه ريزي كند. لذا آزمايش اوليه را به زندانيان معتاد تزريقي اختصاص داد. چرا كه اين گروه بيشترين ميزان آسيب پذيري را داشتند.
بر اين اساس ۳ زندان آب حيات كرمان، عادل آباد شيراز و ديزل آباد كرمانشاه را به عنوان گروه مرجع انتخاب و به صورت تصادفي زندانياني را براي آزمايش برگزيدند. بعد از شش ماه نتايج نشان داد ويروس نام برده در ميان زندانيان معتاد تزريقي نيز وجود دارد.
واكنش مسئولان زندانهاي مذكور چه بود و چه اقدامي براي اين زندانها و زندانيان انجام شد؟
كمتر از يك سال از وقوع اين رخداد، شيوع اين ويروس در ميان زندانيان به مسئله اي جدي براي مسئولان تبديل شد، ولي واكنش آنها نامناسب بود. چرا كه تصور مي كردند علت اين مشكل شرايط نامناسب جسمي زندان است.
لذا زندان آب حيات كرمان را تعطيل كردند و زندانيان آن را به زندانهاي شهرهاي خودشان فرستادند. با اين كار، در حقيقت مبتلايان به اين ويروس در ميان زندانهاي كشور پخش شدند. مسئولان زندان عادل آباد شيراز هم اقدامات محدودي انجام دادند. در زندان ديزل آباد كرمانشاه نيز از تمام زندانيان معتاد تزريقي، آزمايش ايدز گرفتند و به گمان خودشان تمام مبتلايان را شناسايي و به بند ويژه انتقال دادند.
ما آنها با اين كار، تجربه كشور كوبا را تكرار كردند. در كوبا مسئولان يك ايالت از تمام ساكنان آن آزمايش ايدز گرفتند، مبتلايان را در جزيره اي در همان ايالت قرنطينه كردند و اعلام نمودند در اين ايالت ديگر فردي مبتلا وجود ندارد. غافل از اينكه بسياري از مبتلايان تنها به دليل گذران دوره پنجره، نتيجه آزمايششان منفي بود، و مسئولان به گمان اينكه ديگر مبتلايي در آن ايالت نيست، از اقدامات پيشگيرانه غافل شدند.
بعد از گذشت مدتي روشن شد تعداد مبتلايان از اول هم بيشتر شده است. اين اتفاق همچنين سبب شد آمار كشوري ايدز تغيير كند و كرمانشاه در رديف اول قرار گيرد. چرا كه انجام آزمايش از تمام معتادان تزريقي داخل زندان سبب بالا رفتن آمار دركرمانشاه گرديد، در حاليكه اين آزمايش در ديگر استانها انجام نشده بود.
تعداد موارد كشف شده در كرمانشاه چند نفر بود؟
حدود ۴۰۰ نفر كه اكثر آنها سابقه زندان داشتند. در واقع در آن زمان مركزي در خارج از زندان براي انجام آزمايش ايدز وجود نداشت تا مبتلايان خارج از زندان را شناسايي كند.
از همسران آنها به عنوان، آسيب پذيرين گروه هم آزمايش به عمل آمده بود؟
در آن موقع چون سيستم منظمي وجود نداشت آزمايش داوطلبانه انجام نمي شد، بلكه تنها زندانيان معتاد تزريقي مورد آزمايش قرار مي گرفتند. اين عده نيز اساساً روشن نبود خانواده دارند يا ندارند. چراكه آنها اغلب از گوشه خيابانها جمع شده و بي نام و نشان بودند و يا خود را به نامهاي جعلي معرفي كرده بودند.
با بالا رفتن تعداد مبتلايان به ويروس مذكور، چه اقداماتي در اين استان به عمل آمد و واكنش مردم چه بود؟
با قرار گرفتن كرمانشاه در صدر استانهاي مبتلا، دكتر بهنيا نماينده وقت مردم كرمانشاه در مجلس شوراي اسلامي ( دوره پنجم )، تلاش گسترده يي را براي راه اندازي اولين مركز تخصصي ايدز كشور در كرمانشاه آغاز كرد.
او در جريان بررسي بودجه سالانه، موفق شد با كسب نظر نمايندگان مبلغ ۱۰ ميليون دلار از محل بودجه بيماري هاي خاص را به اين امر اختصاص دهد. اگر پيشنهاد وي به نتيجه مطلوب مي رسيد، موفق ترين طرحي مي شد كه تا آن زمان در سطح منطقه به اجرا درآمده بود. ولي براثر آماده نبودن جامعه و پائين بودن اطلاعات مردم، ايران از اجراي اين طرح محروم شد.
به عبارت ديگر، علت عدم موفقيت او، اعلام طرحش پيش از دادن آگاهيهاي لازم در مورد اهميت و ضرورت آن به مردم، بود. بنابراين به مجرد اعلام تصميمش با پيام تبريك براي ساخت و راه اندازي اولين بيمارستان ملي و تخصصي ايدز كشور در كرمانشاه، اين فرصت را در اختيار مخالفان و رقباي خود قرار داد تا با تبليغ مخرب عليه وي و اعلام اينكه با راه اندازي اين مركز در كرمانشاه اين استان به پاتوق ايدزي هاي ايران تبديل خواهد شد، مردم را عليه اين طرح مهم بشورانند.
به همين سبب با اعتراض مردم، اين طرح در نطفه خفه شد. به طوري كه تا مدتها كسي نمي توانست در اين استان سخني از ايدز به زبان بياورد.
بودجه تخصيص يافته هم دست نخورده به خزانه برگشت داده شد و آنچه باقي ماند، شيوع روز افزون ويروس مولد بود كه نه تنها در كرمانشاه، بلكه در كل كشور، مخاطرات زيادي بر جاي گذاشت.


با كشف موارد جديد اين بيماري در گروه معتادان تزريقي، وزارت بهداشت مجبور به شكست سكوت شد

شما به عنوان كسي كه بعد ها مساله شيوع ايدز را در كرمانشاه دنبال كرديد چگونه توانستيد با وجود چنين مخالفت هايي كارتان را ادامه دهيد؟
در آن زمان من و برادرم در تهران مشغول تحصيل بوديم و دوره كارآموزي عملي (انترني) مان را مي گذرانديم كه در مركز تحقيقات سل و بيماريهاي ريوي بيمارستان مسيح دانشوري با دكتر منصوري - تنها فوق تخصص ايدز كشور-، آشنا شديم.
ما تحقيقات روي ايدز را در كلينيك خصوصي وي آغاز كرديم و پس از انجام يك سري آزمايشات و تحقيقات زير نظر وي، به كرمانشاه ( زادگاهمان ) رفتيم و مطالعاتمان را راجع به شيوع ايدز در اين استان ادامه داديم.
در بدو ورود طي جلسه اي با رئيس مركز بهداشت استان، موضوع را با ايشان در ميان گذاشتيم و كارمان را با حمايت دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه آغاز كرديم. ما از اين دانشگاه خواستيم كه در شلوغ ترين بهداري (كلينيك ) شهر اتاقي در اختيارمان بگذارد.
هدف ما اين بود كه كارمان را بدون سرو صدا شروع كنيم. لذا شلوغ ترين بهداري را انتخاب كرديم تا اولاً بيماراني كه به ما مراجعه مي كنند انگشت نما نشوند، ثانيا براي مردم مكاني شناخته شده باشد و ثالثا مردم متوجه فعاليتي جديد در شهر نشوند. بنابراين بدون تابلو و نشانه كارمان را شروع كرديم.

مهمترين ابهام شما در بدو شروع چه بود؟
در مرحله اول براي ما مهم بود تا مبتلايان به ويروس مولد ايدز را كه قبلاً نتيجه آزمايششان مثبت بود، ملاقات كرده و وضعيتشان را بررسي كنيم. لذا پرونده پزشكي مبتلايان به اين ويروس را از اداره بهداشت گرفته و مطالعات اوليه را آغاز كرديم.
تعداد مبتلايان در آن ايام چند نفر بود؟
با استعلام ما، تعداد ۴۰۰ پرونده در اختيارمان قرار گرفت. اولين مشكلي كه با آن روبرو شديم واقعي نبودن پرونده ها بود. به اين معني كه موارد مشابه در پرونده ها زياد بود، دقيق تر اينكه يك فرد مبتلا، بيش از ۱۰ پرونده با اسامي و نشاني هاي مختلف داشت. چراكه افراد وقتي متوجه بيماري خود مي شدند براي اطمينان خاطر در مراكز مختلف با اسامي متفاوت آزمايش مي دادند. در نتيجه ما در يافتيم تعداد واقعي مبتلايان بسيار كمتر از تعداد ثبت شده است، و تنها توانستيم ۱۰نفر از آنان را شناسايي و پيدا كنيم.
مگر آزمايش ايدز در زندان گرفته نشده بود؟ چطور ممكن بود در زندان اشتباه كرده باشند؟ در ضمن آنها كه در زندان بودند چطور توانسته بودند به مراكز درماني مراجعه و آزمايش ايدز دهند؟ نكته ديگر اينكه مگر مسئولان زندان پس از شناسايي مبتلايان، آنها را به حال خود رها مي كردند كه شما نمي توانستيد آنها را شناسايي و وضعيت شان را بررسي كنيد؟
موضوع روشن است. اينها به جرم اعتياد در زندان بودند و اقامت آنها كوتاه مدت بود. پس از آزادي يا در دوران مرخصي به آزمايشگاههاي متعدد رفته و به نام هاي گوناگون و يا در مراجعات بعدي به زندان به نام جديد آزمايش داده بودند.
ضمن اين كه زندان نمي تواند قانوناً زنداني را به صرف ابتلا به اين ويروس، پس از اتمام دوران محكوميتش در زندان نگه دارد. لذا همه زندانيان اعم از آلوده و پاك، پس از اتمام دوران محكوميت آزاد مي شوند.
حتي يك زنداني به نام مصطفي كه اولين مورد شناسايي شده در زندان كرمانشاه بود، به علت برخوردهاي نامناسب اطرافيان تهديد كرده بود پس از آزادي، همه را آلوده كند. با اين حال، حتي او را نيز پس از آزادي تحت نظر نگرفتند و بعدها هم ردي از وي مشاهده نشد.
اولين دستاورد پس از پايان تحقيقات اوليه، و جمع بندي شما درباره مبتلايان چه بود؟
ما با يك علامت سوال بزرگ روبرو شديم. در حالي كه تحقيقات علمي نشان مي دهد عامل مرگ بيماران ايدزي عفونت است، ولي ما متوجه شديم در استان كرمانشاه " خودكشي" مهمترين عامل مرگ اين بيماران مي باشد.

در ريشه يابي موضوع به اين نتيجه دست يافتيم كه مبتلايان پس از آگاهي به ابتلاي خود، براثر مشكلات روحي، رواني، فرهنگي و خانوادگي در اولين سال اطلاع از بيماري شان اقدام به خودكشي مي كنند.

لذا دريافتيم مبتلايان بيش و پيش از آنكه به بهداري و بيمارستان احتياج داشته باشند، به مشاوره و آگاه شدن خانواده هايشان به چگونگي برخورد با اين بيماران نيازمندند. در اولين گام تلاش كرديم با ملاقات با مبتلايان، مشاوره لازم را به آنها بدهيم.
ولي شما پزشك بوديد نه مشاور! آيا ورود به حوزه غير تخصصي شما را دچار مشكل نكرد؟
همه پزشكان يك دوره روانپزشكي مي بينند، ولي اين براي ما كافي نبود. از سوي ديگر، چاره اي نداشتيم و بايد با خواندن كتاب هاي متعدد در اين حوزه، آمادگي لازم براي مواجه با بيمارانمان را پيدا مي كرديم.
به عنوان مثال يك سال طول كشيد تا من توانستم تعدادي كتاب در حوزه ارتباطات، روانشناسي شخصيت و آئين ارتباط موثر بخوانم و ياد بگيرم چگونه با بيماران مختلف مشاوره كنم و آزمايش شخصيت بگيرم.
به هر حال اين نياز آن روز ما بود و بايد ياد مي گرفتيم و مي دانستيم كسي كمكمان نمي كند. مشكلات زيادي نيز پيش رويمان قرار گرفت، ولي چاره اي نداشتيم.
چرا از مشاوران و روانشناسان براي اين مهم كمك نگرفتيد؟ آيا درگير كردن آنها در اين مبحث، به سرعت گرفتن اقدامات شما كمك نمي كرد؟
برخي از پزشكان متخصص عفوني علاقه به مشاوره نداشتند. چراكه مبتلايان، افراد بي خانمان و مطرود از خانه بودند، كسي به آنها نزديك نمي شد، و روانشناسان و روانپزشكان هم اطلاع چنداني راجع به اين ويروس نداشتند. ضمن اينكه از نزديك شدن به بيماران هم وحشت داشتند.
چه نوع مشاوره هايي به آنها مي داديد؟ اساساً مبتلايان به اين بيماري به چه خدمات مشاوره اي نيازمندند؟
غير از آن دست مشاوره هايي كه براي پيدا كردن آرامش روحي و اميد به زندگي نياز داشتند، محتاج اين هم بودند كه بدانند ويروس مولد و خود بيماري ايدز چيست. آنها بايد مشاوره هاي پيشگيرانه در مورد انتقال آن به ديگران را ياد مي گرفتند.
چرا كه مهمترين نكته اين است كه كسي كه به اين بيماري مبتلاست در اثر سهل انگاري يا ميل به انتقام از اطرافيان و جامعه، مي تواند به سرعت افراد بي شماري را به آن مبتلا كند.

لذا بايد ياد مي گرفتند كه چگونه اين بيماري به ديگران منتقل مي شود و راههاي پيشگيري چيست. از انجا كه همسران آنها آسيب پذيرترين افراد جامعه هستند، بنابراين آموزش لازم را به آنها مي داديم.


در حالي كه تحقيقات علمي نشان مي دهد عامل مرگ بيماران ايدزي عفونت است، ولي ما متوجه شديم در استان كرمانشاه " خودكشي" مهمترين عامل مرگ اين بيماران مي باشد
بعد از شناسايي اينكه خودكشي شايع ترين علت مرگ آنهاست، به دنبال علل خودكشي رفتيم و ديديم اكثر آنها از خانه و جمع دوستان طرد شده اند.

وقتي با آنها صحبت مي كرديم مي گفتند مي شود اين حرفها را به خانواده مان هم بگوييد؟ طبيعي بود كه خانواده ها پيش ما نمي آمدند. لذا ما به سراغ آنها مي رفتيم و اطلاعات لازم را مي داديم و چون با چهره ما از طريق تماشاي مصاحبه هايمان در شبكه محلي زاگرس آشنا بودند، حرفمان رويشان خيلي اثر مي كرد. ضمن اينكه به خانواده هاي آنها نيز خدمات پزشكي رايگان مي داديم.
واكنش خانواده ها چه بود؟
در ابتدا خانواده ها حاضر به پذيرش فرزندانشان نبودند و ما بايد اين نكته را متذكر مي شديم كه فرزندان آنها از طريق همجنس بازي يا رابطه نامشروع با فرد آلوده، به اين مرض مبتلا نشده اند، بلكه علت ابتلا استفاده از سرنگ آلوده به اين ويروس است.
نكته ديگر كه آنها نياز داشتند بشنوند اين بود كه چگونه اين ويروس به ديگران منتقل مي شود. ما بيماراني داشتيم كه پس از آگاهي از ابتلاي خود، ديگر فرزند و همسرشان را نبوسيده بودند تا مبادا بيماري شان به آنها منتقل شود. اين امر آنها را به شدت افسرده و مضطرب كرده بود.
لذا ما آنها را نزد خانواده شان مي بوسيديم و با آنها غذا مي خورديم تا اطمينان خانواده هايشان را جلب و راه بازگشتشان را به دامن خانواده باز كنيم. با اين كار اولين موفقيت را به دست آورديم. به طوري كه با كسب اعتماد مبتلايان و خانواده هايشان به عنوان دوست و ياور، تعداد مراجعه كنندگانمان از هفته اي يك بيمار به هفته اي ۸۰ نفر رسيد.
خانواده ها پس از اولين جلسه مشاوره، ما را به دوستان و همسايگانشان كه گرفتار اين مشكل بودند يا ترديد داشتند كه به اين ويروس مبتلا هستند، معرفي و آنها نيز با پاي خود به مركز ما مراجعه مي كردند.
يكي از مشكلات مبتلايان به ويروس مولد بيماري ايدز كه هنوز هم در كشور رواج دارد، مسئله طلاق است. به طوري كه همسران مبتلايان، به مجرد آگاهي از ابتلا همسرشان به اين ويروس، تقاضاي طلاق كرده و جدا مي شوند و همين آسيب هاي روحي و رواني مبتلايان را تشديد مي كند. به همين سبب، مبتلايان مي كوشند در اين خصوص پنهان كاري كنند. شما با اين مشكل چگونه برخورد كرديد؟
احساس نگراني زنان در اين خصوص كاملاً طبيعي است. ما پس از كسب اطمينان زنان كه با پيشگيري در حين ارتباط جنسي امكان انتقال بيماري به حداقل ممكن مي رسد، آنها را به اين نكته آگاه مي كرديم كه اولاً ممكن است آنها خود نيز تا آن زمان به اين بيماري مبتلا شده و به علت گذران دوره پنجره از مشكل خود بي خبر باشند، و در اين صورت با گرفتن طلاق بعدها ازآنها پرسيده مي شد، چرا به ايدز مبتلا شده اند.
و آنگاه انگ روابط نامشروع و. زندگيشان را دردناك تر مي كرد. ما همچنين به آنها گفتيم: "ثانياً به فرض كه شما در سلامت كامل باشيد، با طلاق و جدايي تنها باعث مي شويد همسرتان با بي مسئوليتي اين ويروس را به زنان ديگر منتقل كند.
در حاليكه شما با اطلاع از اين موضوع، اصول پيشگيري را رعايت كرده و مصون مي مانيد. ضمن اينكه هيچ بيماري حاضر نمي شود به همسر و فرزند خود اينگونه خيانت كند." از سوي ديگر به آنها يادآور مي شديم كه در صورت پارگي كاندوم مي توانند از داروي پيشگيري كه بعد از تماس بسيار موثر است، استفاده كنند.
اين مشاوره موثر واقع شد؟
نه تنها موثر واقع شد، بلكه در بلند مدت توانستيم شرايطي را به وجود آوريم كه مبتلايان به اين ويروس، آگاهانه با دختراني نيز ازدواج كنند كه به اين بيماري مبتلا نيستند. توصيه ما اين بود كه حتماً پيش از نامزدي بدون هرگونه مخفي كاري، طرف مقابل را از آلودگي خود آگاه سازند. در حاليكه قبلاً بدون اطلاع دادن ازدواج مي كردند و آزمايش ازدواج هم شامل ابتلا به اين ويروس يا ايدز نمي شود.
گام بعدي چه بود؟
قبل از اينكه گام بعدي را شرح دهم، بايد به اين نكته اشاره كنم كه هدف ما از شروع اين فعاليت صرفاً شناسايي ايدزي ها نبود، بلكه ايجاد چتر حمايتي براي گروههاي در معرض خطر بود، تا از اين طريق از شيوع اين ويروس جلوگيري كنيم.
لذا كارمان را از موارد شناخته شده آغاز كرديم تا با برقراري ارتباط با آنها بتوانيم از كمكشان در شناسايي موارد جديد و در معرض آسيب نيز، برخوردار شويم. براي برخورداري از چنين كمكي، بايد خدماتي به آنها مي داديم تا آنها نيز با ما همكاري كنند.
وقتي نشان داديم كه مي توانيم از آنها حمايت كنيم، ايشان نيز در شناسايي موارد جديد راهنما و يار ما شدند. به طوريكه خودشان مي رفتند و افرادي را كه حدس مي زدند به اين ويروس مبتلا شده اند، مي آوردند تا ما از آنها آزمايش بگيريم.
ولي اين كافي نبود چراكه اكثر معتادان به عنوان آسيب پذيرترين گروه حاضر نبودند به ما مراجعه كنند. لذا ما گام ديگري برداشتيم. گام جديد اين بود كه اعلام كرديم به صورت رايگان به معتادان مشاوره و درمان اعتياد مي دهيم. همين براي آنها ايجاد انگيزه كرد تا براي ترك اعتياد به ما مراجعه كنند و ما نيز از اين امكان براي گرفتن آزمايش ايدز و شناسايي مبتلايان جديد استفاده كرديم.
آيا اداره بهداشت و دانشگاه علوم پزشكي را در جريان اقداماتتان قرار مي داديد؟ موضع آنها چه بود؟
مرتب به آنها گزارش مي داديم و اتفاقاً همين نكته هم كارساز بود. به طوريكه وقتي قرار شد دكتر گويا رئيس مركز مديريت بيماريها براي بازديد به كرمانشاه بيايد، رئيس دانشگاه دستور داد امكانات بيشتري در اختيار ما قرار بگيرد و اتاق نامناسب ما به يك واحد ايدز، اعتياد و خون گيري مجهز تبديل شد.
اعطاي امكان خون گيري از مراجعه كنندگان، امتياز بزرگي براي ما بود. چرا كه تا پيش از آن، سازمان انتقال خون عمليات خون گيري از مراجعه كنندگان را برعهده داشت كه با مشكلاتي همراه بود.


ما پس از كسب اطمينان زنان كه با پيشگيري در حين ارتباط جنسي امكان انتقال بيماري به حداقل ممكن مي رسد، آنها را به اين نكته آگاه مي كرديم كه ممكن است آنها خود نيز تا آن زمان به اين بيماري مبتلا شده و به علت گذران دوره پنجره از مشكل خود بي خبر باشند
اين كار، مشكلاتي از جمله پنهان كاري، عمومي شدن مشكل فرد مبتلا و. را به همراه داشت. از وقتي انجام آزمايش خون در واحد تحت نظر ما آغاز شد، در صورت كشف مورد جديد، با رعايت تشريفاتي آن را به بيمار و خانواده اش اعلام مي كرديم كه كمترين مشكل اجتماعي را براي آنها ايجاد كند.

تا چه زماني اين اقدامات محدود به كرمانشاه باقي ماند؟ و در اين مدت موارد شناسايي شده به چند نفر مي رسيد؟
- وقتي دكتر گويا در جريان اقدامات انجام شده در اين شهر قرار گرفت، از رئيس دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه خواست كه به همراه او در كنفرانس بين المللي كه قرار بود در كشور لبنان برگزار شود، شركت كند.
او نيز با شركت در اين كنفرانس و ارائه گزارشي از اقدامات انجام شده و آمارهاي موجود، نگاهها را متوجه ايران كرد. پس از اين كنفرانس در سال بعد تعداد مبتلايان استان به ۵۰۰ نفر رسيد.
از آنجا كه گزارش ايران بازتاب گسترده اي يافته بود، مسئولان انگيزه زيادي براي توسعه فعاليت ها يافته بودند. لذا اقدامات در سطح استان كرمانشاه گسترده شد.
با درگير شدن استاندار كرمانشاه، كميته استاني ايدز، با مشاركت نهادهاي اجتماعي راه اندازي شد. اين كميته هر هفته تشكيل جلسه مي داد و روند فعاليت ها را بررسي مي كرد. به طوري كه در مدت زمان كوتاهي، تعداد مراجعه كنندگان از هفته اي يك بيمار به روزي ۵۰-۶۰ نفر افزايش يافت و تعداد مبتلايان شناسايي شده از ۵۰۰ به ۲۰۰۰ نفر رسيد.
ضمن اينكه كميته موفق شد در سال ۱۳۸۱ برنامه پنج ساله كنترل ايدز را تدوين و به سازمانهاي مسئول ابلاغ كند.
هدف از راه اندازي اين كميته چه بود؟
اعتقاد بر اين بود كه اگر همه ارگانهاي مسئول درگير نشوند، اين مهم با سرعت لازم به پيش نخواهد رفت. چراكه بايد هر چه سريعتر جلوي شيوع بيماري در استان گرفته مي شد و اين مهم نيازمند سرمايه مالي و انساني زيادي بود.
كميته چقدر در تحقق اهداف موفق شد؟
- نمي شود الان درباره موفقيت يا عدم موفقيت كميته صحبت كرد. چراكه بايد چند سال بگذرد تا نتيجه كار روشن گردد. ولي شروع خوبي داشت. چراكه با درگير شدن سازمان هاي ديگر مثل هلال احمر، كميته امداد، سازمان زندانها و. امكانات و ظرفيت هاي هريك به كار گرفته شد.
ضمن اينكه وقتي اين نهادها با موضوع درگير شدند، فتح بابي شد تا شعب اين سازمان ها در استانهاي ديگر نيز درگير موضوع شوند. اين مهمترين دستاورد كميته در بدو فعاليت بود.
در واقع تشكيل كميته كنترل ايدز در كرمانشاه، به كنترل شيوع آن در كشور تبديل شد و همه استانها از آن پس كنترل ايدز را شروع كردند. اگر به زمان شروع اين كنترل در كشور نگاه كنيم، مي بينيم تمام استانها يك تا سه سال بعد از كرمانشاه آغاز كرده اند.
اين سازمانها چه نوع خدماتي ارائه مي كردند؟
براي حمايت از آسيب ديدگان، نياز مالي و پشتيباني زيادي وجود داشت. مثلاً از هلال احمر خواسته شد به آسيب ديدگان كمك مالي كند. اما پس از بررسي حقوقي روشن شد كه در اساسنامه آن زمان هلال احمر، در رديف بيماري هاي نياز به حمايت، نامي از ايدز برده نشده، ولي نام زنان بي سرپرست وجود دارد.
لذا هلال احمر زنان بي سرپرست ايدزي را مورد حمايت قرار داد. البته يك سال بعد با پيگيري هاي انجام شده و با طرح مشكل، رئيس جمعيت هلال احمر كشور دستور داد آئين نامه اين نهاد اصلاح شود.
يكي از سازمانهاي ديگر كميته امداد بود. آنها در ابتدا واكنش مثبت نداشتند. وقتي مي گفتيم به زنان بي سرپرست مبتلا به ايدز كمك كنيد، مي پرسيدند پول نيازمندان را به زنان روسپي بدهيم؟ ولي وقتي از نزديك با ۹ زن ايدزي استان كه از طريق همسرشان به اين ويروس مبتلا شده بودند آشنا شدند، قبول كردند از آنها حمايت مالي كنند.
اين كميته نه تنها براي آنها وام بلا عوض، بيمه درماني و حقوق ماهيانه وضع كرد، بلكه خانه اي هم در اختيارشان قرار داد. همين اقدامات سبب شد كه گروههاي در معرض آسيب موجود در جامعه، به درمانگاه مراجعه كنند.
با درگير شدن نهادهاي مختلف، سازمان زندانها چه اقداماتي انجام داد؟
آن زمان ۳ سال بود كه ارتباط زندان با دانشگاه قطع شده بود. چراكه آنها بر سر نگهداري مبتلايان به ويروس مولد ايدز، دچار اختلاف نظر شده بودند. مسئولان زندان مي گفتند جاي اين مبتلايان بيمارستان است و دانشگاه مي گفت آنها به مرحله اي از بيماري نرسيده اند كه جايشان در بيمارستان باشد.
حضور آنها در كميته سبب شد اختلافات را كنار گذاشته و دوستانه به فكر حل مشكل باشند. با شروع مذاكرات، دكتر پرويز افشار مدير كل بهداشت و درمان زندانهاي كشور به كرمانشاه آمد و از نزديك در جريان اقدامات قرار گرفت و موافقت كرد تا با راه اندازي بهداريهاي تخصصي ايدز( بهداري مثلثي) در زندانها، شناسايي و كنترل اين بيماري آغاز شود.
همزمان با انجام آزمايش ايدز در زندانها اجراي برنامه كاهش آسيب پيشنهاد شد، ولي پذيرش آن در زندانها با دشواري همراه بود و كسي جرات نمي كرد برنامه هاي پيشگيري مثل توزيع سرنگ ميان زندانيان را بپذيرد.


شيوع اين ويروس در ميان زندانيان به مسئله اي جدي براي مسئولان تبديل شد، ولي واكنش آنها نامناسب بود. چرا كه تصور مي كردند علت اين مشكل شرايط نامناسب جسمي زندان است

در گام دوم توزيع بيشتر كاندوم ميان زندانيان در ايام مرخصي شرعي كه امري رايج بود، تقاضا شد. چراكه اعتقاد بر اين بود كه رفتار پرخطر جنسي در ميان زندانيان رايج است. اين تلاش ها به صورت كشوري سبب شد تا مسئولان عالي رتبه در نهايت با توزيع سرنگ و كاندوم ميان زندانيان موافقت كنند.
از سوي ديگر موثر بودن بهداري مثلثي در كرمانشاه، به راه اندازي آنها در ۴۵ زندان ديگر كشور منجر شد كه معتادان تزريقي در آنها نگهداري مي شوند.
از اقدامات ديگر مي توان به تعطيل كردن بند مبتلايان به ويروس مولد ايدز كه پس از انجام اولين آزمايش در زندان كرمانشاه درست شده بود، اشاره كنم.
پس از گذشت يك سال با نتيجه بخش بودن اقدامات و كسب اعتماد مسئولان زندان، مسئله سم زدايي با استفاده از متادون مطرح و پذيرفته شد. اين اقدام يكي از مهمترين اقداماتي بود كه در زندان براي كنترل ايدز انجام گرفت.
در مورد كنترل ايدز، چه زماني توجه ها از گروههاي در معرض آسيب به عموم جامعه تسري يافت؟ چرا كه به هر ترتيب افراد سالم جامعه هم ممكن است در هر لحظه به رفتارهاي پرخطر دست بزند.
همزمان با جدي شدن نگاهها به ويروس نامبرده، توجه به اقشار مختلف مردم خصوصاً كساني كه بيشترين آسيب پذيري را داشتند، شروع شد. چراكه اعتقاد بر اين بود كه جامعه ناآگاه بيشترين آسيب پذيري را دارد و براي پيشگيري از شيوع اين ويروس ضروري است تا جامعه با پيامدهاي و راههاي مقابله با آن آشنا شود.
لذا فعال كردن دانش آموزان و معلمان در پروژه پيشگيري از اين ويروس در دستور كار قرار گرفت. چرا كه فرض بر اين بود كه اگر دانش آموزان و معلمان راههاي مواجهه با اين مشكل را فرابگيرند، مي توانند با سرعت آن را به جامعه منتقل كنند.
لذا با هماهنگي وزارت آموزش و پرورش، انتقال اطلاعات به معلمان و اوليا دانش آموزان در استان كرمانشاه آغاز شد. پس از آن با انتخاب ۱۰ هزار نفر از دانش آموزان مناطق پر خطر كرمانشاه، آموزش آنها آغاز شد.
پس از ارائه آموزشهاي لازم و اخذ آزمون، حدود ۶۰۰ نفر از دانش آموزان كه نمره بالاي ۱۶ گرفته بودند، انتخاب و انجمن پيشگامان سلامت در استان راه اندازي شد. وظيفه اين انجمن انتقال اطلاعات به مردم محله و آشنايان و ارائه گزارش به كميته استاني براي بررسي فعاليت هاي انجام شده، بود.
اتخاذ سياستهاي تشويقي از طريق اعطاي تسهيلات بهداشتي و فرهنگي به دانش آموزان عضو، كمك كرد تا دانش آموزان اهداف و برنامه هاي مورد نظر را با جديت دنبال كنند. اين اقدام مقدمه اي براي فعال كردن دانش آموزان سراسر كشور و آغازي براي ورود مجموعه اطلاعات مربوطه به برنامه درسي دانش آموزان، گرديد.
به طوريكه همزمان مساله ويروس ايدز به اولويت پژوهشي وزارت خانه هاي آموزش و پرورش، و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تبديل شد. همچنين با مذاكرات انجام شده با نيروهاي مسلح، پيشنهاد برگزاري كلاسهاي آموزشي براي سربازان در حين فراگيري آموزش نظامي ارائه شد و آنها موافقت اوليه را اعلام كردند. ولي از عملي شدن اين پيشنهاد، اطلاعي در دست نيست.
ولي يكي از دغدغه هايي كه مطرح مي شود سرايت ويروس نامبرده به مدارس كشور است، و بسياري معتقدند اين دغدغه جدي است. فكر نمي كنيد آموزش و پرورش پس از مواجه با ورود اين ويروس به مدارس برنامه هاي آموزشي در اين خصوص را به برنامه درسي اضافه كرده باشد؟ اساساً اين دغدغه را چه قدر جدي مي بينيد؟
از آنجا كه شايع ترين راه انتقال اين ويروس اعتياد تزريقي است و معتادان معمولاً چند سال پس از روي آوردن به مواد مخدر، شروع به تزريق هروئين مي كنند، به صورت طبيعي بايد چند سال طول بكشد تا فرد به ويروس نامبرده مبتلا شود.
لذا درعمل، ابتلاي تعداد زيادي از دانش آموزان، دور از ذهن است. بنابراين هدف وزارت آموزش و پرورش از اجراي برنامه هاي پيشگيري از ايدز در مدارس، واكسينه كردن دانش آموزان براي پرهيز از انجام رفتارهاي پرخطر است.
چرا كه چنانچه اين وزارتخانه در اين مهم غفلت كند، انجام آن پس از پايان تحصيلات دانش آموزان غير ممكن مي شود. چون اين جوانان پس از فراغت از تحصيل، هر يك حرفه اي را انتخاب مي كنند، به راه خود مي روند و ديگر دسترسي به آنها امكان پذير نيست.
قبل از اينكه به راههاي انتقال و درمان اين بيماري كمي عميق تر نگاه كنيم، مايلم به ارزيابي تعداد مبتلايان به اين ويروس از اولين مورد كشف شده تا آخرين مورد ثبت شده بپردازيد. آيا اطلاعاتي دقيق براي رسم اين جدول و ارزيابي آن موجود است؟
براساس آمار ارائه شده از سوي وزارت بهداشت در سال ۱۳۶۵ تعداد ۵ مورد مبتلا به اين ويروس ثبت شده است كه همه آنها از طريق تزريق خون آلوده به اين بيماري مبتلا شده اند.
درسال ۱۳۶۶ تعداد ۱۴ مورد، در سال ۱۳۶۷ تعداد ۲۲ مورد، در سال ۱۳۶۸ تعداد ۴۵ مورد، در سال ۱۳۶۹ تعداد ۴۸ مورد، در سال ۱۳۷۰ تعداد ۶۳ مورد، در سال ۱۳۷۱ تعداد ۴۸ مورد، در سال ۱۳۷۲ تعداد ۵۴ مورد ، در سال ۱۳۷۳ تعداد ۲۸ مورد ، در سال ۱۳۷۴ تعداد ۲۸ مورد ، در سال ۱۳۷۵ تعداد ۲۵۲ مورد ، در سال ۱۳۷۶ تعداد ۸۱۵ مورد ، در سال ۱۳۷۷تعداد ۳۹۳ مورد ، در سال ۱۳۷۸ تعداد ۴۴۰ مورد ، در سال ۱۳۷۹ تعداد ۴۹۸ مورد، در سال ۱۳۸۰ تعداد ۱۴۹۱ مورد، در سال ۱۳۸۱ تعداد ۱۵۷۳ مورد ، در سال ۱۳۸۲ تعداد ۲۱۷۰ مورد و در سال ۱۳۸۳ تعداد ۲۲۷۸ مورد ثبت شده است كه رشدي جهشي و نگران كننده را نشان مي دهد.
مي خواهيم كمي تخصصي تر به موضوع نگاه كنيم، لذا بحثم را با پرسشي درباره راههاي انتقال ويروس مولد بيماري ايدز به بدن دنبال مي كنم تا بتوانيم دقيق تر علل شيوع اين ويروس و تبعات آن را بررسي كنيم. راههاي انتقال اين ويروس به بدن چيست و چگونه قابل شناسايي و پيشگيري است؟
شايع ترين راه انتقال اين ويروس، ورود خون آلوده به بدن است. درواقع افراد حامل آن به علت ناآگاهي از ورود ويروس به بدنشان، با اهداي خون آلود باعث شيوع آن مي شوند. براي ابتلاء افراد، كافي است به آنها خون و يا فراورده هاي خوني آلوده تزريق شود. در گذشته به علت ناآگاهي جامعه پزشكي از وجود اين ويروس، افراد زيادي از گروه بيماران نيازمند به خون، بيماران نيازمند به عمل جراحي و . با تزريق خون آلوده دچار بيماري شدند. امروزه با شناخت آسيب، خون و فرآورده هاي خوني به دقت كنترل مي شوند و كمتر چنين مشكلي به وجود مي آيد.
احتمال ابتلاي افراد به اين ويروس، به مجرد مصرف خون آلوده چه قدر است؟ آيا حجم خون تزريقي تاثيري در ابتلا دارد؟
احتمال انتقال ويروس به بدن افراد پس از تزريق يك واحد خون ۹۰ درصد است، ولي كاهش اين احتمال به سبب استعمال كمتر، مورد بررسي قرار نگرفته است.


به علت ميزان كم نياز افراد جامعه به خون و فرآورده هاي خوني، آمار اشاعه اين ويروس در سطح جهان تا حد زيادي كنترل شده است


ولي برخي تصوري خلاف اين دارند. براي مثال با بالا گرفتن بحث شيوع ويروس در كشور، بانك مركزي با صدور بخشنامه اي استفاده از سوزن ته گرد در مكاتبات بانكي را با اين استدلال ممنوع كرد كه به علت استفاده مكرر از اين سوزنها و امكان فرو رفتن در دست افراد آلوده، مي تواند ناقل ويروس باشد. تصور اين بود كه چنين اتفاقي هم مي تواند عامل شيوع ويروس باشد.
اين از جمله تصورات نادرست بود. در ادامه اين بحث مفصل توضيح مي دهم چرا اينگونه برداشت ها ناصحيح است.

چه اقدامي براي پيشگيري از تزريق خون آلوده به نيازمندان صورت مي گيرد؟
بعد از كشف ويروس نامبرده، كليه اهدا كنندگان قبل از خون دادن، تحت مشاوره قرار مي گيرند و پس از اطمينان از عدم سابقه رفتار پر خطر ايشان، نسبت به دريافت خون از آنها اقدام مي شود. در عين حال به آنها توصيه مي شود ۶ ماه بعد دوباره براي اهدا خون مراجعه كنند تا اطمينان حاصل شود مبتلا به اين ويروس نيستند. به هرصورت پس از كشف ويروس نامبرده، احتياط لازم به عمل مي آيد تا خون آلوده وارد بدن كسي نشود.
راه مطمئن تري براي مصونيت خوني وجود ندارد؟
برخي كشورها آزمايش خون را با شيوه اي مدرن تر و پيشرفته تر به نام پي سي آر (PCR) انجام مي دهند، كه قادر است ويروس را ۳ تا ۵ روز پس از ورود به بدن نشان دهد. به علت گراني و احتمال وجود نتيجه مثبت كاذب در اين آزمايش، اين روش در ايران انجام نمي شود.
اما در بسياري مواقع كه شرايط اضطراري پيش مي آيد، سازمان انتقال خون بدون هيچگونه توضيحي، تقاضاي اهدا خون مي كند.
در شرايط اضطرار اصل بر زنده ماندن افراد - و نه مصونيت در برابر آلودگي احتمالي- است.
راه ديگر شيوع اين ويروس كه در مقدمه به آن اشاره شد، اعتياد تزريقي است. گرچه اين راه شايع ترين عامل اشاعه آن در ايران است، ولي چون صرفاً براثر استفاده از سرنگ آلوده اتفاق مي افتد، ناتواني در پيشگيري از آن كمي عجيب به نظر مي رسد. به عيقده شما چرا در ايران اعتياد تزريقي به عاملي مهم براي اشاعه ويروس نامبرده تبديل شده است؟
شايد دليل آن را بتوان گسترده و مخفي بودن اعتياد دانست. ايران به دليل دارا بودن مرز مشترك طولاني با افغانستان- بزرگترين توليد كننده مواد مخدر جهان- همواره در معرض گذر مواد مخدر به غرب قرار دارد.
طبيعي است وقتي مواد مخدر از ايران مي گذرد، عده اي را نيز در مسير خود آلوده مي كند. بنا بر آمار پيش از انقلاب سال ۵۷، در ايران بين ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار معتاد وجود داشت. ويژگي معتادان قبل از انقلاب اين بود كه سن آنها معمولاً بالا و شيوه مصرف آنها تدخيني بود.
ولي بعد از انقلاب رفته رفته به دليل مشكلات اجتماعي و اقتصادي مشخصه معتادان تغيير كرد، سن آنها به شدت كاهش يافت و شيوه مصرف آنها نيز، از تدخيني به تزريقي تغيير كرد. به طوريكه امروزه تعداد زيادي از معتادان، مواد مخدر را تزريق مي كنند. در حال حاضر برآوردها نشان مي دهد تعداد ۳ مليون معتاد در كشور وجود دارد كه گمان مي رود ۱۰ درصد آنها معتاد تزريقي باشند.
نكته مهم اين است كه استعمال مواد مخدر به رغم اينكه بسيار رايج است، ولي مطابق قوانين، جرم تلقي شده و ماموران نيروي انتظامي مكلف به دستگيري معتادان هستند.
بنابراين چون معتادان به صورت ناگهاني دستگير و روانه زندان مي شوند، مجبورند هر ماده اي را كه در زندان پيدا كردند، استعمال كنند. لذا بسياري از معتادان كه معمولا بيرون زندان ترياك تدخين مي كنند، در داخل زندان به علت محدوديت هاي اقتصادي و انتظامي مجبورند هروئين را جايگزين ترياك و تزريق را جانشين تدخين كنند.
از سوي ديگر در داخل زندان نيز به دليل كمبود سرنگ، معتادان مجبور به استفاده از سرنگ اشتراكي هستند. اين وضعيت شرايط شيوع ويروس نامبرده را مهيا مي كند. در گذشته نزديك در خارج از زندان نيز، سرنگ كمياب بود و داروخانه ها و مراكز بهداشتي تنها با مجوز پزشك و به همراه آمپول به بيماران سرنگ مي دادند.
ضمن اينكه معتادان تزريقي عموماً خيابان خوابند و پول كافي براي خريد سرنگ ندارند. اما نكته مهم اين است كه نگاه مسئولان در مبارزه با مواد مخدر طي سالهاي گذشته معطوف به پيشگيري از توزيع مواد مخدر بوده و سربازان بسياري نيز در اين راه كشته شده اند.
اما تلاشهاي آنها نتيجه مثبتي به همراه نداشته است. حال آنكه اين سياست بايد به خط مشي كاهش آسيب تغيير كند. از آنجا كه حكومت قادر به كنترل و جلوگيري از استعمال مواد مخدر نيست، بايد به دنبال كاهش آسيب باشد.
چرا كه با توزيع سرنگ در ميان معتادان تزريقي، مي تواند از ابتلا آنها به ويروس مذكور جلوگيري، و يا با توزيع متادون در بين معتادان ضمن سم زدايي از بدن آنها، رفته رفته آنها را براي ترك دائمي آماده كند.
با اين توضيح استفاده از سرنگ آلوده وقتي خطر ابتلا به ويروس مولد را تشديد مي كند كه قبلا فرد آلوده اي از آن استفاده كرده باشد؟
دقيقاً همين طور است، بايد سرنگ توسط يك مبتلا آلوده شده باشد تا ناقل ويروس شود. حتي سرنگ آلوده را نيز مي توان با وايتكس ضد عفوني كرد ولي معمولاً معتادان حتي همين كار را هم نمي كنند.
جزئيات برنامه كاهش آسيب كه به آن اشاره كرديد، چيست؟
توضيح برنامه هاي كاهش آسيب نيازمند بيان مقدمه اي در مورد نوع موادي است كه در جامعه استعمال مي شود. موادي كه معمولاً مورد سوء مصرف قرار مي گيرند به چند دسته طبقه بندي مي شوند:
۱- مواد تخديري مثل ترياك و هروئين، كه باعث هيجانات فردي و ايجاد آرامش نسبي مي شود.
۲- مواد توهم زا مثل حشيش، علفي و تنباكوي كوهي (ماري جوانا)، كه باعث ايجاد توهم بينايي و شنوايي مي شود.



از آنجا كه حكومت قادر به كنترل و جلوگيري از استعمال مواد مخدر نيست، بايد به دنبال كاهش آسيب باشد

۳- مواد محرك مثل آمفتامين و كوكائين، كه با تحريك سيستم هاي احساسي، باعث افزايش هيجان و ايجاد نشاط و سرخوشي كوتاه مدت مي شود.
۴- قرص هاي اعتياد آور مثل بنز و ديازپام كه باعث كاهش اضطراب و تشويش در فرد مي شود. اين قرص ها تركيبي از ال اس دي و آمفتامين است.


از آنجا كه دسته اول و سوم اين مواد بيشتر به صورت تزريقي مورد استفاده قرار مي گيرد، لذا استفاده كنندگان از آنها در معرض ابتلا به ايدز و بيماريهاي ناشي ازانتقال خون مثل هپاتيت قرار دارند.
طرفه آن كه برخي از معتادان - خصوصاً آنهايي كه در زندان نگهداري مي شوند-، به جاي تدخين ترياك آن را تزريق مي كنند كه بسيار نامعمول و خطرناك است. برخي ديگر نيز از موادي كه جنبه درماني دارند مثل " بوپرونورفين" به عنوان ماده اي تزريقي استفاده مي كنند كه اعتياد آور است.

از آنجا كه پس از استفاده از مواد اعتياد آور، ترك آنها جز در موارد محدود ممكن نيست، توجه به برنامه هاي كاهش آسيب اهميت پيدا مي كند. اين برنامه ها عبارتند از:
۱- جايگزيني متادون: از آنجا كه يكي از مشكلات مصرف مواد مخدر كوتاه بودن دوره اثر آن مي باشد، معتاد مدام در حالت خماري يا نشئگي قرار دارد. به طوريكه قدرت تفكر و فعاليت موثر را از دست مي دهد.
براي وادار كردن فرد معتاد به كنار گذاشتن مواد مخدر تزريقي، متادون را توصيه مي كنند. چرا كه متادون خوراكي است و در مرحله اول سبب مصونيت از خطرات بيماريهاي عفوني و خوني مي شود.
در عين حال به علت بالا نگه داشتن سطح خماري در فردي كه آن را مي خورد، باعث مي شود كه اين فرد ديگر با مصرف مواد مخدر به اين سطح از خماري نرسد و مصرف موادي مثل هروئين ديگر برايش جذابيت نداشته باشد.
توجه به اين نكته ضروري است كه اعتياد يك سطح خماري و يك سطح نشئگي دارد. به طوريكه پس از مصرف مواد مخدر، فرد معتاد به بالاترين سطح نشئگي مي رسد و در صورتيكه هروئين مصرف كرده باشد ظرف ۴ تا ۶ ساعت به پائين ترين سطح خماري برمي گردد.
چنين فردي بايد مجدداً مواد مصرف كند تا به حالت نشئگي برسد. با افزايش روزانه ميزان متادون در يك دوره دو ماهه، سطح خماري كم مي شود و فاصله سطح نشئگي با اضافه كردن ميزان مصرف، افزايش پيدا مي كند.
در اين حالت فرد ديگر نمي تواند هروئين مصرف كند. چرا كه هروئين او را به سطح خماري نمي رساند و در صورت عدم مراجعه جهت دريافت متادون، بلافاصله دچار علايم خماري شديد مي شود.
بنابراين چنين فردي عملاً متادون را جايگزين هروئين مي كند. در اين حالت كه فرد براي دريافت متادون بايد روزانه به بهداري (كلينك) مراجعه كند، پزشك با كاهش روزانه ميزان اين دارو، فرد را به مرحله بي نيازي از آن مي رساند. نكته مهم اين است كه اين مدل براي كساني توصيه مي شود كه بارها به سراغ ترك مواد رفته و دوباره برگشته اند.
۲- سم زدايي: سم زدايي، روش ديگر مصرف متادون است كه براي معتادان غير تزريقي به كار مي رود. در اين روش فرد معتاد با مصرف كوتاه مدت متادون ( ظرف دو تا سه هفته) قادر خواهد بود از اعتياد رهايي يابد.
سازمان بهزيستي پس از انقلاب تا سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) برنامه ترك اعتياد را در دستور كار خود داشت، ولي پس از آن به تدريج كاهش آسيب را جايگزين ترك اعتياد كرد.
در واقع برنامه كاهش آسيب براي پيشگيري از ابتلا معتادان به ايدز به دنبال تحقق چهار هدف عمده است.
اول اينكه به افراد توصيه مي شود از تزريق مواد مخدر خودداري كنند. در مرحله بعدي به آنها توصيه مي شود اگر تزريق مي كنند، از سرنگ يكبار مصرف استفاده كنند. در مرحله سوم به آنها توصيه مي شود حداقل از سرنگ خودشان استفاده كنند. در آخرين مرحله كه هيچ كدام از اين توصيه ها مقدور نبود، به معتادان تزريقي توصيه مي شود قبل از استفاده از سرنگ مشترك، آن را با وايتكس ضد عفوني كنند.
۳- بسته هاي كاهش آسيب: اين بسته ها كه توزيع آن ميان معتادان تزريقي با شروع برنامه كاهش آسيب وزارت بهداشت و درمان آغاز شده است، حاوي سرنگ، تيغ، آب مقطر، كاندوم، مواد ضدعفوني كننده، ملاقه و فيلتر است كه استفاده از آن، معتادان تزريقي را از ابتلا به ايدز مصون نگه مي دارد.
تزريق اشتباهي چه لطماتي به معتادان تزريقي مي زند؟
تزريق صحيح يكي از نيازهاي معتادان تزريقي است كه آموزش آن مي تواند آنها را از مشكلات عروقي مصون نگه دارد. چرا كه معتادان به علت ناآشنايي با نحوه صحيح تزريق، مشكلات عروقي زيادي پيدا مي كنند. به طوريكه در كوتاه مدت مجبور مي شوند از اعضاي خطرناك بدن براي تزريق استفاده كنند. چرا كه رگ هاي دست آنها بر اثر تزريق اشتباه، فورا مسدود مي شود.
آخرين آمارها از تغيير شكل اشاعه ويروس نامبرده، از اعتياد تزريقي به روابط جنسي حكايت دارد. روابط جنسي چگونه به انتقال اين ويروس منجر مي شود؟
در حال حاضر در جهان روابط جنسي، شايع ترين راه انتقال اين ويروس است. احتمال انتقال از فرد مبتلا به فرد سالم در يكبار تماس جنسي ۱ درصد است. امروزه به علت تكرار روابط جنسي، اين عامل به شايع ترين راه انتقال تبديل شده است.
چرا كه اين ويروس غير از انتقال از طريق خون آلوده، از راه ترشحات آلت جنسي نيز منتقل مي شود.


نتايج تحقيقات نشان داده احتمال انتقال اين ويروس از طريق روابط جنسي به ترتيب از مرد به مرد ، مرد به زن ، زن به مرد و زن به زن، بيشتر است

همچنين تحقيقات نشان داده است برخي اعتقادات خرافي نيز به شيوع بيماري ايدز از طريق روابط جنسي كمك كرده است. براي نمونه پژوهشگران با مشاهده افزايش بيماري ايدز بين دختران جوان در يكي از مناطق قاره آفريقا، دريافت